دل شکسته
عاطفی
نمیدونم چطوری باید بگم ولی با اینکه برام سخته میگم.بچه ها جوونم من یک مشکلی برام پیش اومده تا یک مدت نمیتونم نت بیام از همه کسانی که منو تنها نذاشتن ممنونم برام نظر بذارین من بر میگردم قول میدم وجواب همه رومیدم اینو نوشتم تا فکر نکنید بی معرفتم بخدا بد جور گیرم برام دعا کنید تا مشکلم حل بشه وبتونم برگردم در پناه مرتضی علی .بای تا چند وقت دیگه ایشالا آنان که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند٬نمیدانند پاییز همان بهاریست که عاشق شده است.... زندگی خوابیست و عشق رویای آن.... ــــــــــــــــــــــ زندگی قصه ترسی است که در وادی تنهایی خود می میرد زندگی قصه برگی است که با باد هوس می ریزد ــــــــــــــــــــــ اگر کتاب زندگی چاپ دومی داشت هرگز نمی گذاشتم غلط املایی داشته باشد.... ــــــــــــــــــــــ چشمهایم را می بندم و روح را از قفس تن آزاد میکنم و آنقدر سبک می شوم که حد ندارد.. اما حیف که این لذت هم دوامی ندارد ... ناخودآگاه اشکهایم فرو می ریزند... آری امشب شب عشق است و خوش به سعادت عاشق .... حیف ، حیف که این چنین هوس دنیا بالهایم را آتش می زند... معبودم دگر بالی ندارم که عاشقانه به سویت پرواز کنم.... درونم آتشی برپاست ز فراقت.... صدایت را شنیدم باز، انگار از تو میخواند زمین و آسمان و ماه و خورشید و دل تنگم عزیزه این دل خسته چه شادم کرده ای با آن صدایت آن صدای دلنشین و خشمناکت باز انگار از زمین دورم و یا کورم که دیگر دست نازت را به دستانم نمیگیری و شاید از صدایم قهر و دلگیری... نگو با من که من بی تو بمانم در خیال خود که این تنها دلیل مرگ من میشد اگر دستور میدادی، دگر بر راه تو من من گام نگذارم دوباره باز فردا میرسد از راه و من باتو به سمت شهر خوشبختی سوار بالهای مرغ رنگارنگ و زیبای صداقت می رویم و بالهامان را کنار هم به رسم دوستی با رقص همراهی برقصانیم تو ای سرخی دشت لاله های من صدای من بمان با من بمان تا منتها با من و تا آنجا که دیگر آسمان دور است و تنها من کنار چشم های تو و تو در زیر چتر دوست ماندن مینشینی شاد... دلهایی به زیبایی گلبرگ برایمان میتپند بی اینکه خودمان بدانیم... و دلهایی به زیبایی گلبرگ را پرپر میکنیم بدون آنکه بدانیم... میدانی؟ ندانستن همیشه هم بد نیست! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - نیامده ام غافلگیرتان کنم،شادتان کنم یا دلسرد... آمده ام به رسم همیشه دست مریزاد بگویم به هر آنکه مرا یاد میکند و حرارت میدهد لطفش سینه مالامال از غمم را. - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - چه زیباست وقتی میفهمی کسی زیر این طاق کبود انتظارت را میکشد. چه شیرین است طعم چند کلمه که میگوید: <<کجایی...؟>> - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - گله دارم از آنهایی که می آیند و نمی خوانند. می آیند تا برویم. می آیند تا کسی باشد که روزی به آنها سر بزند. نمیگویم شعر را در ادامه مطلب مینویسم. این هم خودش دلیل خوبی می شود برای سنجش عیار همدلی!!! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - آسمان اشک تو زیباست نخند آسمان شعر تو اینجاست نخند آسمان غرش تو چون رعد است نام تو همسفر ماست نخند آسمان من چه کنم باز آیی آسمان قهقه بیجاست نخند آسمان شعر مرا تر کند امشب اشکت پس بیا شعر مهیاست نخند آسمان تک شدم و باز شدی همدم من دل من مثل تو تنهاست نخند دل من شاد نشد تا نشدی بارانی دل من جام تمناست نخند آسمان منتظر اشک توام خنده ات دشمن دلهاست نخند آسمان، مونس من، همدم من گور هم منتظر ماست نخند ------------------------------ چند تا عکس عشقولانه تو ادامه مطلب براتون گذاشتم اگه نبینید پشیمون میشید ********************************************** خودت گفتی دوباره "دوستت دارم" نمیخواهم دوباره "در دلم با یاد تو من یاس میکارم" نمیخواهم نمیخواهم صدایت را دوباره بشنوم از دور و اینکه "با نبودت اشک میبارم" نمیخواهم خودت گفتی، چرا یادت نمی آید عزیز من خودت گفتی که "من از دوریت غم دار و بیدارم" نمیخواهم خودت گفتی که دیگر مهربانی بس کن و خوش باش برو دیگر ز تو "از درد تو تب دار و بیمارم" نمیخواهم خودت گفتی، فراموشت شده ای یار مغرورم؟ تو گفتی که "برای تو زجانم دست بردارم" نمیخواهم و یادت نیست آن شب؛ دورترها نه همین دیشب که میگفتی به من با خنده، بیکارم؟ نمیخواهم! تو در بختِ منِ خوشبخت بنشینی و چون بختک مرا بیچاره گردانی. چه کم دارم؟ نمیخواهم برو، یک هدیه را اکنون در این وقت وداع بر من تو اهدا کن که من هم دوستت دارم (نمیخواهم) خیلی دوستون دارم ممنون که تنهام نمیذارید وتشکر از نظرهایه خوجملتون نظر یادتون نره زیاد هاااااااااااااااااااااا>راستی ادامه مطلب ترکوندم ههههههههه سلام یادم رفت وبدرود در پناه مرتضی علی ..درودو دو صد بدرودددددددددددددددددددد مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم مرگ من نزدیک است باور کن لحظه ی سخت نبودن بسیار نزدیک است باور کن هیچ کس شعر زیبای زمان را نتوان ریخت برون مشت ها بود نشان خروار و نهایت شبهی بود که من می دیدم عینکی باید داشت عینکی تا ابدیت تا عقل و نه دل و دل از باغچه باید به برون کرد سریع که مبادا اندکی جهل کند یک احساس من سپیدار بلندی بودم سایه ام برگ و تمام هستی ام مال کسی بود روزی من به یک زیر نگاهش جان به جان دادم و او باز مرا خوب ندید حال چند تکه ی بی ارزش چوبی هستم چند تکه که به دیده زشت است ارزان است در عمل این ها نیست من به تاراج تمام لحظه های آبی احساسم مدیونم و زمانی که جهان در گرو مشت من است می خندم و بلند خواهم گفت این فقط ذره ای از شعله ی چند تکه ی چوب زشت است سپیدار بلندی بودم حال تنها شعله و آتش و دردم همین وقتی از مادر متولد شدم..صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از این با تو خواهم بود. به او گفتم تو کیستی؟ گفت :غم! فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با اون بازی خواهم کرد. ولی بعدها فهمیدم!! که من عروسکی هستم در دستان غم از آنچه نخواستی چه آیــــد؟ و آن را که نخواندی کی آیــد؟ تا کشته را از آب چیست؟ و نا بایسته را جواب چیست؟ تلخ را چه سود اگر آب خوش در جوار است؟ و خار را چه حاصل از آن که بوی گل در کنار است؟ سلام به همه گلا خودم با خودم گفتم بیام اپ کنم چون فکر به شماها منو اروم میکنه خیلی دوستون دارم وباز هم تشکر میکنم که تنهام نمیذارید زيباترين تصويري كه در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني توبود زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود زيباترين هديه عمرم محبت توبود زيباترين تنهاييم گريه براي توبود
پنجره باز و بسته كن بابای مهربونها یا علی راستی عید قربان مبارککککککککککککککککککککککککک یا علی هدیه دوست نازنينم! بيا و مـگذار يکرنگی و رفقتمان پشت سايه های خاکستري فاصـله ها گم شود و گلهای آرزوهايمان را خـزان دوری به يغما برد دلتنگی های خودم را بـرای چه کسی زمزمه کنم و آرامـش را در مطلع کدامين شعر بيـابم من عاشقی را از گل های آفتابــگردان آموخته ام زيرا هر جـا که تو باشی به آن سـو می نگردند ای که صـدای تو، نوای دل انگيز زندگی! امروز تو را می سـرايم تويی که هنوز لالايی عاشقانه ات درِ گوشم هست اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛ اگه فکرمیکنی که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛ اگه فکرمیکنی که بانبودنت لحظه هام خالی میشن؛ اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ میشه؛ اگه فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛ درست فکرمیکنی تو که میدونی نبودنت رو تاب نمیارم پس بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون تو زیبا نیستی من کلک زیبا آفرین دارم تو شیدا نیستی من شور شیدا آفرین دارم تو در بزم من این آواره مستی به خود بستی تو شیوا نیستی من جام رسوا آفرین دارم جنون گل کردومجنون چو من از تو هویدا شد تو لیلا نیستی من عشق لیلا آفرین دارم تو مشغول خود و من با تو در بیداری و خوابم تو رویا نیستی من فکر رویا آفرین دارم در این گلزار از هر سرو خرامد سرو آزادی تو رعنا نیستی من چشم رعنا آفرین دارم تو سرگرمی که در جمع منم تنها و سرگردان تو تنها نیستی من بخت تنها آفرین دارم تو سود اشک من هستی که جوشانتر ز دریایی تو دریا نیستی من اشک دریا آفرین دارم تو با شیرینی شعر من اینان مجلس آرایی تو گویا نیستی من طبع گویا آفرین دارم روزکه می رود تا خورشید را در گهواره شب بگذارد؛ رایحه شببوی یاد ؛شبانه ام را می گیرد و...کویری سوزان لبانم را ،سخت هوای بوسه های عاشقانه رش زده می نشاند. این می شود که دلم غنج می زند برای دیدار و می شوم یار و... می شوم تو! می شوم تو و می شوم "خلاصه خوبیها ".......می شوی قطره های بارانی که روحم را راهی می کنی تا بهار و وام از بارش بی وقفه تو می گیرم و می شوم خنکای آ بی آرامش و برتنت شبنم می زنم... بیگاه صبحی صادق از شانه هایت سر می زند و .....جانم در هوای خواستنت پر می زند... همه ام می شود بوسه هایی که عطر شانه های تو را می گیرند و در آسمان همیشگی عشق تو کبوترانی درخود اسیرند........ اصلا همه ام لبریز همین بیگاه می شود ؛ مثل همان ناگاهی که نمی دانی چه ات شده است ،....... تنها می دانی که... عاشق شده ای خیلی دوستون دارمممممممم ممنون از نظرهایه خوجملتون منو با نظرهایه خوجملتون شرمنده میکنید منتظر نظرهایه گرمتون هستمممممممم در پناه حق .....یا علی هیچ کس اشکی برای ما نریخت ... روزکه می رود تا خورشید را در گهواره شب بگذارد؛ رایحه شب بوی یاد ؛شبانه ام را می گیرد و... کویری سوزان لبانم را ،سخت هوای بوسه های عاشقانه اش زده می نشاند. این می شود که دلم لک می زند برای دیدار و می شوم یار و... می شوم تو! می شوم تو و می شوم "خلاصه خوبیها "....... می شوی قطره های بارانی که روحم را راهی می کنی تا بهار و وام از بارش بی وقفه تو می گیرم و می شوم خنکای آ بی آرامش و برتنت شبنم می زنم... بیگاه صبحی صادق از شانه هایت سر می زند و ..... جانم در هوای خواستنت پر می زند... همه ام می شود بوسه هایی که عطر شانه های تو را می گیرند و در آسمان همیشگی عشق تو کبوترانی درخود اسیرند........ اصلا همه ام لبریز همین بیگاه می شود ؛ مثل همان ناگاهی که نمی دانی چه ات شده است ،....... تنها می دانی که... عاشق شده ای... از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ) عشق نمی پرسه تو کی هستی ؟ عشق فقط می گه: تو مال منی عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ عشق فقط می گه : تم قلب منی عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ عشق فقط می گه: همیشه با منی عشق نمی پرسه دوستم داری؟ عشق فقط میگه : خیلی دوست دارم عشق رومانتیک وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره ٫ ** . . . واژه غریبیست انتظار دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم سلام به همه گلا ....این اپ در اخرش سلام کردم ممنون که تنهام نمیزارین دوستون دارممممممم دوستون دارم م م م م م در پناه مرتضی علی .....بابای مهربونهایه گلم سلام به همه گلاااااااااااااااااااااا ************************************* با من شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم من تو را بالا تر از هر برتر از هر دوست دارم كاش آسمان حرف كوير را مي فهميد و اشك خود را نثار گونه هاي خشك كوير مي كرد. كاش دلها آنقدر خالص بودند كه دعا ها قبل پائين آمدن دستها مستجاب مي شدند. كاش در قاموس غصه ها ، شكوه لبخند در معني داغ اشك گم نمي شد. كاش بهار آنقدر مهربان بود كه باغ را به دست خزان نمي سپرد. كاش مهتاب با كوچه هاي تاريك شب آشنا تر بود. كاش مرگ معناي عاطفه را مي فهميد. كاش كاش كاش... ديگر از هر چه هست ، بيزارم نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم که تنهام نمیذارین همیشه منو با نظرهایه خوجملتون دل گرم میکنید منتظر نظرهایه خوجملتون هستم نظر زیاد ها بابای مهربونها از باغ میبرند چراغانیات کنند *********************************************************************** سلام به همه گلاااااااااااا قسم به عشقمون بیا وقتی برای عشق،هورا می کشد احساس در ساحلی نشسته بودم ناگهان صدایی به من گفت بنویس گفتم قلم ندارم گفت استخوانت را قلم کن گفتم جوهر ندارم گفت خونت را جوهر کن گفتم کاغذ ندارم گفت پوستت را کاغذ کن گفتم چه بنویسم گفت بنویس {.... من دوستت دارم} تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . *********************این داستانو بخونید********************* پسر و دختر جوانی سوار بر موتور د ر دل شب میراندند آنها عاشقانه یکدیگر رادوست داشتند دختر: یواش تر برو من میترسم پسر: نه، اینجوری خیلی بهتره دختر: خواهش میکنم، من خیلی میترسم پسر: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری آخه نمیتونم راحت برونم. اذیتم میکنه دختر: خوب باشه . حالا میشه یواش تر بری پسر: باید بگی که دوستم داری دختر: دوستت دارم حالا یواش تر برو . . .
روز بعد واقعه ای در صفحه ی حوادث روزنامه ها به چاپ رسید برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سر نشین زنده ماند و دیگری در گذشت پسر جوان که از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود بدون اینکه زن را مطلع کند کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش !! رفت تا او زنده بماند میسی از اینکه تنهام نمیزارید **بخدا خیلی دوستون دارم با نظرهایه خوجملتون منو دل گرم کنید بابای مهربونها نظر زیادهاااااااااااااااااااااا شما منو با نظر هایه خوجملتون شرمنده میکنید این آپ تقدیم با عشق به همه شما مهربونهایه خودم دل شکسته عشق عاشق تر نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري گفتم كه تو مي دوني،سرخاك تو مي ميرم ، ولي تا لحظه مردن نمي گيرم دل از تو دلتنگم و بارونی، غمگینم و زندونی آزرده دلم بانو، بانو تو که میدونی ای گمشده درتقدیر، از دلهره سرشارم این فصل شکفتن نیست، وقتی تورو کم دارم از غربت بین ما، انگار نمیترسی دلواپسم از دوریت، میدونی و میپرسی من کوه ترین بودم، تقدیر تو آبم کرد اندوه منو بشناس، بانو به خودت برگرد تکرار یه کابوسه، هر لحظه و هر روزم با وحشت تنهائی، می سازم و میسوزم از همهمه میترسم، میترسم از این مردم میترسم از این کابوس، از این من سردرگم شاید که تو حق داری، من کوچۀ بن بستم بی پرده بگم بانو، از دست خودم خسته م میترسم از این غربت، از این غم شاعرکش دلتنگ تو میمونم، بانو به سلامت خوش عشق یعنی...!
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هرچه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراغش سوختن عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن تقدیم به تمام دوستان
دلتنگم و بارونی، غمگینم و زندونی آزرده دلم بانو، بانو تو که میدونی ای گمشده درتقدیر، از دلهره سرشارم این فصل شکفتن نیست، وقتی تورو کم دارم از غربت بین ما، انگار نمیترسی دلواپسم از دوریت، میدونی و میپرسی من کوه ترین بودم، تقدیر تو آبم کرد اندوه منو بشناس، بانو به خودت برگرد تکرار یه کابوسه، هر لحظه و هر روزم با وحشت تنهائی، می سازم و میسوزم از همهمه میترسم، میترسم از این مردم میترسم از این کابوس، از این من سردرگم شاید که تو حق داری، من کوچۀ بن بستم بی پرده بگم بانو، از دست خودم خسته م میترسم از این غربت، از این غم شاعرکش دلتنگ تو میمونم، بانو به سلامت خوش آسمان ابریست گویا غمگین است اسمان نمیبارد انگار ابرهایش خشکیده اند همانند اسفنج باد سرگردان غمگین است چشمانه باد سرگردان نیز همانند ابرها خشکیده اند قطره اشکش نیست دیگر تنهاس میان غصه هایش باد سرگردان میسوزد مثل پروانه در شمع میسوزد ولی صدایش ،ناله اش، نمیشنود کسی ****************این اپ تقدیم با عشق ***************** خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست گر هست یکی عاشق الوده به صد رنگ است شب که مي رسد به خودم وعده مي دهم تو این اپ بر خلاف تموم آپهام می خوام حرف بزنم یا بهتره بگم دردو دل کنم .....شما میدونید چرا آمارها نشون میده که تو ایران اینطوریه که پسرها ودختر ها قبل ازدواجشون یعنی وقتی که با هم دوست هستن حدود ۹۰درصدشون البته روزی چند بار به هم میگن دوست دارم.... ولی بعد ازدواج امار نشون میده این گفتن ها حدود ۸۰درصد کاهش پیدا میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا واقعا معنیه دوست دارم رو میفهمند؟یا با خودشون فکر میکنن که عاشق شدن؟ امیدوارم شما اینطوری نباشید .....ارزویه قلبیه من اینه که هر کسی که واقعا عاشقه وکسه دیگه رو دوست داره بهش برسه ..... عشق دروغی ممنوععععععععععععععععع كاش مي شد قلب ،وسعت مي گرفت شمع با پروانه، الفت مي گرفت هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد به اون نگاه كه عشقتو تو سرنوشــت من نوشــت نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشقٍ من و تو به ساده بــودن منو به اون دل سيــاه تو افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي مي کنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي مي کنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم ممنون میشم این بار هم با نظرهایه خوجملتون منو شرمنده کنید وهمینطور دل گرمتر از همیشه تا بتونم هر بار بهتر از قبل به عشق شما آپ کنم نظر زیاد هااااااااااااااااااا یادتون نره هااااااااااااااااااااااااااااااا ******************************************************************** لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ... لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ... که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ٬ لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار ... لمس کن لحظه هایم را ... تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم ٬ لمس کن این با تو نبودن ها را ٬ لمس کن ... لمس کن عمري با غم عشقت نشستم ........ به تو پيوستم واز خود گسستم ...... وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود ....... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم روی گلهای نرگس با یک مداد قرمز هزار دفعه نوشتم زندگی بی تو هرگز جویبارمی خشکد و ریگزارش می ماند انسان می میرد و یادگارش می ماند در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست هیچ شاهی به گدایی سرور نیست چشم وقتی زیباست که پر از اشک باشد اشک وقتی زیباست که پر از عشق باشد عشق وقتی زیباست که برای تو باشد چند تا عکس عشقولانه تو ادامه مطلب هست ببینید سلام به همه گلاااااااااااااااااا خیلی دوستون دارم شما منو شرمنده کردید اون کسی که ميگفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد.
فروغی در دل شبهای تار میشود پیدا گر باران نمی بارد ز ابر رحمت امشب چو فجر صادق آید چشمه ساری پیدا مشو غمگین ز نای بوم وحشی در دل شبها که از کوی محبت شبشکاری میشود پیدا گل نسیم در گلشن یاران خود ما ز خشم ما بیایی خسم ساری میشود پیدا دلم از موج میلرزد بر روی سینه دریا ببین ای همسفر کم کم کناری میشود پیدا اگر خشکیده شده تخم محبت در دل صحرا درون سینه ای ما یادگاری میشود پیدا عزیز من از این تنهایت غمگین نشو زیرا ز راه دور امشب تک سواری میشود پیدا 
![]()
![]()







ادامه مطلب
![]()
![]()

![]()
![]()
دیگر از پنجره ی بسته ی شهر
دیگر از چلچله ها هیچ کسی نیست بدارد خبری
من

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()
خوبید بچه ها ![]()
امروز دم غروبی خیلی دلم گرفته ![]()




ياد هوای ابری و
ابرهای دل شكسته كن
پنجره باز و بسته كن
ياد پرنده آسمان
نسيم ريشه بسته كن
در پی پاره تنم
زخمی و دربه در منم
لالام و در سكوت خود
بر سر و سينه می زنم
روزی نمی رسد كه من
به دوری تو خو كنم
خواب تو را عزيز من
چگونه آرزو كنم
![]()
بوسی بوسی بای![]()
![]()




گلی را که دیروز
به دیدار من هدیه آوردی ای دوست
دور از رخ نازنین تو
امروز پژمرد
همه لطف و زیبایی اش را
که حسرت به روی تو می خورد و
هوش از سر ما به تاراج می برد
گرمای شب برد
صفای تو اما گلی پایدار است
بهشتی همیشه بهار است
گل مهر تو در دل و جان
گل بی خزان
گل تا که من زنده ام ماندگار است
فریدون مشیری









به خاطر تو بود و بس
پاکي لحظه هاي من، گريه هاي هاي من، گوهر اشکهاي من
به خاطر تو بود و بس
اين همه بي پناهيم، اين همه سر به راهيم، اين همه بي گناهيم
غصه به جان خريدنم، از همه کس بريدنم زخم زبون شنيدنم
به خاطر تو بود و بس
رو به خدا نشستنم، نذر و دخيل بستنم
سوز من و گداز من، اشک من و نياز من
به خاطر تو بود و بس

.jpg)




هر که با ما بود از ما می گـریخت ...
چند روزی ست حالم دیدنیـــست...
حال من از این و آن پرسیدنیسـت...
گاه بر روی زمیــــــــن زل مـی زنم...
گاه بر حافــــــــــظ تفاءل مـی زنم...
حافظ دیوانه فــــــــــــالم را گـرفت...
یک غزل آمد که حالم را گرفـــت: ...
ما زیاران چشم یـــــــاری داشتیم...
خود غلط بود آنچه می پنداشـتیم...!




وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی٫
وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه٫
وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته
**
* * * * *
* * * * * * * * *
* * * * * * * * * *
**** ***** **** * * *** ***
*
***
*
*
** * * *
* * * * *
* * * * * *
**** * * ***
* *
* ***
*
. . . واژه ای که روز ها شاید هم . . . ماه ها ست که با او خو گرفته ام
. . . که چه سخت است انتظار
. . . هر صبح طلوعی دیگر در انتظار فرداهای من
. . . خواهم ماند تنها در انتظار تو
. . . چرا نوشتم در برگ تنهایی ام برای تو می مانم نمی مانم
. . . شاید که روزی بخوانند بر تو عشق مرا
. . . می دانم روزی خواهد آمد می دانم
. . . گریان نمی مانم خندانم. . . شادانم. . . می دانم
. . . برای ورودت ای عشق
. . . به یاد خاطرات. . . نامهایت را مرور می کنم٫ نه یک بار. . . بلکه ده ها. . . بلکه صد هابار. . . !؟
. . . وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد
. . . و اشک شوق بر گونه هایم روانه می شود.!
. . . تنها گویم همیشه در قلب منی
به یاد لحظات خوشی و انتظار.
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ... 
![]()
منو با نظر هایه خوجملتون شرمنده میکنید ![]()
![]()



![]()
نگاه می کنم نمی بينم چشم مرا هوای تو پرکرده 
گوش ميکنم نمی شنوم گوش مرا صدای تو پر کرده
ای چشم من بدون تو نابينا
ای گوش من بدون تو نا شنوا
با من بمان...
هميشه بمان...


![]()
![]()

مثـل ابر بـهار مي بـــارم
گره افتاده در هـمـه كــارم
پدرم با نگاه خود ميگفت
لايـق لاي جــرز ديــــوارم
چون گـمان ميكند كه تـب دارم
ديگر اين روزها خودم دارد
بــاورم ميــشود كه بيــمــارم
بـه فراموشيــت كه بسپــارم
گفتم اي عشق اگر بعد از اين
بــدهـي مـثــل قبــل ازارم
روي قلبــت گلـوله مي كــارم
به تو هر چند سخت مديونم
بـه خــودم بيشتر بـدهكــارم
من از ايـن بيشتـر ســزاوارم
تو گناهي نداري اي زيبا
مرگ بر من كه دوستــت دارم 

تا کاج جشنهای زمستانیات کنند
پوشاندهاند "صبح" تو را "ابرهای تار"
تنها به این بهانه که بارانیات کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیات کنند
ای گل گمان مبر به شب جشن میروی
شاید به خاک مردهای ارزانیات کنند
یک نقطه بیش فرق "رحیم" و "رجیم" نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه است که قربانیات کنند


قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم
قرار نبود اين جوري شه يهو بشي همه کسم
راستي چي شد چه جوري شد اين جوري عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست تا کم شه از جرم خودم
به ملاقات امدم ببين که دل سپرده داري
چگونه عمري از احساس عشق شدي فراري
نگاهم کن دلم را عاشقانه هديه کردم
تو دريا باش من جويباره عشق و در تو جاري
من از پروانه بودن ها من از ديوانه بودن ها
من از بازي يک شعله سوزنده که اتش زده بر دامان پروانه نمي ترسم
من از هيچ بودن ها از عشق نداشتن ها
از بي کسي و خلوت انسانها مي ترسم
من از عمر رفاقت ها من از لطف صداقت ها
من از بازي نور در سينهء بي قلب بي زحمت ها نمي ترسم
من از حرف جدايي ها مرگ اشنايي ها
من از ميلاد تلخ بي وفايي ها ميترسم
به روی اجتماع بغض حسرت،گاز اشک آور بیاندازیم
بیا با خود بیاندیشیم
اگریک روز تمام جاده های عشق را بستند؛
اگر یک سال چندین فصل برف بی کسی بارید؛
اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد؛
اگر یک شب شقایق مرد؛
تکلیف دل ما چیست؟
و من احساس سرخی می کنم چندیست
و من از چند شبنم پیش در خوابم
نزول عشق را دیدم
چرا بعضی برای عشق،دلهاشان نمی لرزد؟
چرا بعضی نمی دانند که این دنیا
به تار موی یک عاشق نمی ارزد؟
چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است
و در آن ذکر هم یاد خدا خالیست؟
و گویی میوه اخلاصشان کال است
چرا شغل شریف و رایج این عصر رجالیست؟
چرا در اقتصادِ راکدِ احساسِ این مکاره بازاران
صداقت نیز دلالیست؟

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
![]()
![]()
![]()

![]()
خیلی گلید![]()
بوسی بوسی بای![]()
در پناه مرتضی علی![]()

میسی که تنهام نمیزارین
من نمیدونم چطوری از شما تشکر کنم ![]()
الاهی قربونتون برم ![]()
دوستون دارمممممممممممممممم















دوستون دارممممممم![]()
![]()
![]()



![]()

که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت
صبح که فرا مي رسد و نمي توانم بگويم
رسيدن شب را بهانه ميکنم
و باز شب مي رسد و صبحي ديگر
و من هيچ وقت نمي توانم حقيقت را به تو بگويم
بگذار ميان شب و روز باقي بماند که
چه قدر
دوست دارم......


![]()
![]()
![]()




ادامه مطلب
![]()
نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم![]()
فقط بخاطر شماها میمونم
ممنون که تنهان نذاشتین ![]()
این اپ تقدیم با عشق 
![]()

رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه ميرفت. صداي خش خش برگ ها همان آوازي بود که من گمان ميکردم مي گويد: دوستت دارم...
دقایقی تو زندگی هستند که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که میخوای اونو از رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی بغلش کنی.


گلدان زرد یاد را با تو معطر میکنم
تو رفته ای و رفتنت یک اتفاق ساده نیست
ناچار این پرواز را این بار باور میکنم
یک عهد بستم با خودم وقتی بیایی پیش من
یه احترام رجعتت من ناز کمتر می کنم
یک شب اگر گفتی برو دیگر ز دستت خسته ام
آن شب برای خلوتت یک فکر دیگر میکنم
صحن نگاهت را به روی اشتیاقم باز کن
من هم ضریح عشق را غرق کبوتر میکنم
شعریست باغ چشم تو غرق سکوت و آرزو
یک روز من این شعر را تا آخر از بر میکنم
گر چه شکستی عهد را مثل غرور ترد من
اما چنان دیوانه ام که با غمت سر میکنم
زیبا خدا پشت و پناه چشمهای عاشقت
با اشک و تکرار و دعا راه تو را تر میکنم


![]()
![]()
![]()
![]()
بابای مهربونها ![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب










